![]() |
![]() |
|
| کاش امتداد لحظه ها تکرار دوباره ی با تو بودن بود ..... . |
|
سلام
ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت را به همه شیعیان آن حضرت تبریک میگم سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد . به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت خوب دیدن خوب بودن و خوب ماندن را
ناپلئون میگه: حرفی بزن که بتونی بنویسیش . چیزی را بنویس که بتونی امضاش کنی . چیزی را امضا کن که بتونی پاش وایستی . پس : دوست دارم (امضا) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 22:53 توسط سهیل |
|
|
سلام دوستان عزیز . امیدوارم حالتون خوب باشه . من اونقدر درگیر هستم .که خیلی کم میتونم بیام و بنویسم . اگه شما دوستان منو تنها نذارید امیدم بیشتر میشه . یکی از دوستان خواسته راجع به خودم بگم . یکی گفته نا امیدی موج میزنه . میدونید شاید داستان زندگی من در مقابل بعضی آدما هیچ باشه . من کسی هستم که شاید اگر یک اتفاق در زندگیم نمی افتاد الان جایی بودم که هیچ کس فکرشو نمی کرد . بزرگترین اشتباه زندگیم که باعث عوض شدن راه من شد . پسری تیزهوش و ورزشکار و پر هیجان . تبدیل به کسی شد که به زور تونست دیپلم بگیره . گوشه گیر شد و به خاطر اون اشتباه مجبور شد کل گذشته و خاطراتشو به گور ببره . اره واقعا شستشو مغزی شدم . احساس ندارم . فقط خودمو میبینم . یه زمانی نیاز به یه یار داشتم واسه گدای محبت . الان کسیو می خوام که محبتو یادم بده . از من محبت بخواد . دلم سنگ شده . دور شدن از خونه و خانواده . دوری از درس و کار و ..... .
اره اینا همه اثرات یک عشق نا بجاست . عاشق شدن در بدترین شرایط سنی و شکست خوردن . حافظمو پاک کردم و فقط واسه خودم تنها زندگی میکنم . از همه دور شدم و همه چیزو فراموش کردم . امید به چی داشته باشم . من تو زندگیم ارزو نداشتم و نخواهم داشت . از همه چیز به کمش قانعم . کسی واسم مهم نیست که بخوام واسش خودمو به آب و آتیش بزنم . کاش زمان بر میگشت و اون اتفاق هرگز رخ نمیداد و اون آشنایی اصلا پیش نمی آمد . آخه بگید آدمی که با هر شرایطی یه خاطره داره . دو سال عمرشو جونشو و همه چیزشو پای یکی دیگه گذاشته . چه جوری میتونه برگرده به دنیایی که توش بوده . من غرق شدم در منجلاب زندگی .کی حاضر میشه کمک کنه منو بیاره بیرون؟؟؟؟؟ هاااا؟؟؟!!!!هیچکس نمیکنه . اینه دلیل اینهمه غم که اینجاس . عینا تو دل منم هست .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 0:12 توسط سهیل |
|
|
سراغ از من نمیگیری گل نازم
نمی شناسی صدای کهنه سازم نمیدونی مگه اینجا دلم تنگه نمی بینی مگه با غصه دم سازم سراغ از من نمیگیری نگیر اما فراموشم مکن هرگز .................. .
دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام دگر ایینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید
تا نبینم که چه تنها شده ام ........................ . |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 0:27 توسط سهیل |
|
|
سلام به همه شما دوستان عزیز ....
شرمنده همه شما عزیزان هستم . نزدیک به یک سال از نبودنم میگذره . دوریم از شما و ننوشتنم دلایل زیادی داشت . ۱ سال با اتفاقات کوچک و بزرگ خوب و بد . از ماه رمضان تا ماه رمضان به هر حال از همه شما معذرت می خوام و تلاش میکنم از این به بعد در کنارتون باشم . و اولین پست بعد از ۱ سال ........... تقدیم به شما !!!!!! برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد . زیرا بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 1:42 توسط سهیل |
|
|
سلام عزیزان دل من . امشب واقعا سرشار از انرژی هستم . به چند دلیل که به امید خدا طی پست های متمادی به این موضوع می پردازم . یکی از این موضوعات که قبلا هم واستون گفتم اینه که امروز من رفته بودم ثبت نام دانشگاه . آخه با اجازتون ما هم دانشجو شدیم . رفته بودم دماوند جاتون خالی چه باروونی اومد . من که دیوونه این هوا هستم الانم دارم آهنگ محسن چاووشی گوش میدم . با این آهنگ خیلی خاطره دارم .
این متن عاشقونه امروز از طرف یه آدمی که یه زمانی واسم خیلی مهم بود و به قول معروف دوستش داشتم به دستم رسیده . خداییش نفهمیدم منظورش از نوشتن این متن چی بوده . چرا واسه من send کرده؟؟؟ به نظر شما منظورش چیه ؟؟ یهsend to all ساده هستش یا منظوری داشته ؟؟؟ پلکهايم توان دزديدن نگاهت را ندارد چشمهايم شرمسار از حضورت خيره به پاهايم که در لرزش ديدارت منتظر سقوط هستند و من ترکيبي از اين اجزا دل به سلامت دادم سلام! وقتي که عشق آخر تصميمش رو بگيره ، کاري نداره زوده يا حتي خيلي ديره ... ترسيده بودم از عشق ، عاشق تر از هميشه ، هر چي محال ميشد ، با عشق داره ميشه جواب یادتون نره ؟؟؟؟؟ من یه سری حرف قابل بحث دارم در پست های آتی از دوستانم به خصوص پسر ها می خوام پی گیر باشن می خوام نظراتتون رو بدونم . قربونتون بشم شبتون خوش و بای |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 23:52 توسط سهیل |
|
|
چرا وقتی آدم تنها میشه غم و غصش قد یه دنیا میشه می ره یه گوشه دنجی میشینه اونجا رو مثل یه زندون میبینه غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه غم میاد یواش یواش خونه دل در می زنه یاد اول شبها می افتم زیر مهتاب بهار توی جنگل لب چشمه می نشینیم من و یار
سلام دوستان عزیزم . خاطرات همیشه هم خوب هم بد هستن اما خاطره هستن دیگه . نمیشه فراموش کرد . امیدوارم خاطرات خوب داشته باشین و بد هاش خیلی کم باشه . شرمنده ام اگه دیر به دیر میام آپ میکنم . شما بگید .... آدم وقتی سر کار بره معلومه دیگه وقت واسه خیلی کارا نداره فردا شب اولین شب احیا هست امیدوارم دعا هاتون قبول بشه . ما رو هم دعا کنید . در ضمن پیشا پیش شهادت مولای متقیان شیر خدا حضرت علی ابن ابی طالب را به همه شیعیان آن حضرت تسلیت میگم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:46 توسط سهیل |
|
|
سلام دوستان عزیز . خوب هستین؟؟؟
شرمنده من دیر به دیر آپ میکنم تازگی ها . جاتون خالی هفته پیش رفته بودم شمال خیلی خوش گذشت . بلاخره تونستم یکی از دوستای نتیمو که پسر واقعا آقایی هست را ببینم . آقا محمد شورشگر را میگم . خیلی خوشحال شدم . در ضمن بعد یه مدت طولانی رفتم کنار دریا تا آرامش پیدا کنم . واقعا دریا خیلی رو آدم تاثیر می ذاره . آخ خ خ خ خ ... بعدش اومدم تهران شهر رمضان الذی انزلت فیه القران حلول این ماه پر برکت و زیبا را به همتون تبریک میگم . البته بماند نمی دونم هر سال به طور عجیب غریبی آقایون ماه را میبینن . امسال از هر سال با حال تر بود ساعت ۱۰ صبح اعلام کردن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:43 توسط سهیل |
|
|
سلام دوستان عزیزم . واقعا دلخورم از دستتون . حالا من بی معرفتی کردم دیر بهتون سر زدم . اما شما ها دیگه چرا ؟؟؟؟؟؟؟
منتظرتون هستم
دوستان من امشب یه فیلم ایرانی و جدید را دیدم . اسمشمو میگم حول نشید رویای خیس اسم این فیلم بود . حتما خیلی از شماها این فیلمو دیدید . من نضر خودمو میگم راجع به این فیلم . تحلیلش میکنم تو این فیلم به عشق بین یه دختر و پسر ۱۶ ساله اشاره شده که در آخر داستان پسره میمیره . خوب نظر من اینه که این داستان نمیتونست زیاد واقعیت داشته باشه . میدونید از اینجور عاشقا که لیلی و مجنون باشن شاید ۱ در ۱ میلیون باشن . که هر دوتایی اینجوری همدیگه رو بخوان . در ضمن همه که باباشون ۲ ۳ تا خونه ندارن؟؟ ۲ تا ماشین ندارن ؟؟ خاطراتی از گذشته به یادگار ندارن . تو این زمونه هیچ آدمی با بچش اینقده دوست نیست . خدایش هیچ پسری با پدرش اینقده دوست و صمیمی هست؟؟؟ خیلی به ندرت پیدا میشه . آخه پدر باید صبح تا شب کار کنه که نکنه یه وقت زن و بچه هاش نکنه یه وقت سختی بکشن و بچه هم باید به حرف خانواده گوش کنه و درس بخونه و حالا حالاها واسه عاشقی وقت داره . می دونید عشق به وجود میاد تو این سن بین دو نفر . اما چون نمیدونیم با این موضوع چه جوری بر خورد کنیم واسه همین اکثرا در عشق شکست می خوریم و سر انجام خوبی نداریم . اما مثل این پسر اینجوری خیلی خیلی کم پیش میاد . وقتی تو عشق اول شکست بخوری دیگه از عشق زده میشی و دیگه نمی تونی اون زندگیی که میتونستی با عشقت داشته باشی را نخواهی داشت . تو این فیلم به این موضوع به صراحت اشاره شده . پدر آرش عاشق داستان که فرامرز قریبیان این نقش را بازی کرده در دوران جوانیش عشقش را ازش گرفتن و از ازدواجش با مادر آرش موفق بیرون نیامده و هنوز تنها و در خانه پدریش و با خیالات ان دوره و خاطراتش زندگی میکنه . در ضمن در این فیلم به این موضوع اشاره شد که اکثر پسرها عشق را نمیشناسن و فقط واسه اوسکول کردن دخترا با اونا دوست میشن ( به دختر ها توهین نشه ) به نظر من دلیلش اینه که اونا دیدن که دیگران چه جوری به دلیل نداشتن اطلاعات کافی تو عشق شکست خوردن و چونکه همیشه میگن حس منفی خیلی سریعتر و راحتتر به دیگران منتقل میشه پس اونها هم از عشق بیذار هستن و فرار میکنن . و عمرشونو پای دود و فرهنگ غلط غربی که دور از شخصیت پارسیان هست هدر می دهند . ولی اگه این ترس از بین بره و دو نفری که عاشق هم هستن در هر سنی از پشتوانه پدر مادر بر خوردار شوند و احساس حاشیه امنیت کنن هیچ گاه شکست نمیخورن . یه جوجه تا وقتی که می خواد بزرگ بشه با چشیدن سختیها و کم کم با پشتوانه پدر مادرش بزرگ میشه و پرواز و پیدا کردن غذا را یاد میگیره و وقتی از ارتفاع می خوره زمین و نمیتونه بپره وقتی میبینه پدر مادرش پیششن احساس شکست نمیکنه و دوباره تلاش میکنه و اما چون ما جوونا وقتی عاشق میشیم اونو پنهون میکنیم و چون میدونیم تا کار تحصیل و خانه و ماشین نداشته باشیم و اینکه میدونیم بدون این چیزها جواب منفی میشنویم از خانواده دختر میتر سیم به خانوادمون از عشقمون بگیم و در نهایت هر کسی به نحوی ...... این فیلم مثل اکثر فیلمهای ایرانی دیگه یه ایراد اساسی داشت و اونم این بود که : شخصیت ها ی فیلم پولدار و بالای شهر هستن . چرا از عشقی که تو دل بچه های پایین شهر هست فیلم درست نمیکنن ؟؟؟ چرا این فاصله طبقاتی را هر روز بیشتر میکنن ؟؟؟ چند وقت پیش تو یه برنماه سیاسی که از تلویزیون خودمون پخش شد شنیدم سیاستمدارن تو آمریکا بیشتر کارها را از hollywood تقلید مکنن و الهام میگیرن . تلویزیون همیشه بیشترین تاثیر را رو انسانها داره . چرا نمیگن یه پسری بی پول عاشق یه دختر پولدار بود؟؟؟ اگه بگن همه میخندیم میگیم یا خر بوده یه می خواسته دختررو بتیغه و اینجاست که این عشقها میمیره و این فاصله همیشه دلیل بیشترین ضربه ها به اجتماع میشه . دوستان عزیز این تحلیل من بود ببخشید اگه یه وقت به کسی بی احترلمی کردم منظوری نداشتم . در ضمن اگه این فیلمو ندیدین ختما ببینید و تحلیل خودتونو واسه من بگید می خوام بدونم کیا با من موافق هستن ؟؟؟ می خوام بدونم درست میگم یا نه ؟؟ ممنونم شبتون بخیر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 2:4 توسط سهیل |
|
|
سلام دوستان عزیز من به لطف خدا مشکلم حل شد
خوب حرفهای زیادی دارم . نمیدونم از کجاش بگم...... همیشه گفتن شکست سر آغاز پیروزی هست . امیدوارم در عشق هم این موضوع صدق کند . تا حالا که نشده . چهارمین عشقم هم منو زد زمین
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 3:40 توسط سهیل |
|
|
سلام دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه . شرمنده من نتونستم به وبلاگاتون سر بزنم یا اینکه دیر اومدم . من اومدم بگم که یه مدتی نیستم یه مشکلی برام پیش اومده فعلا نمیخوام بنویسم . امیدوارم این مشکل حل بشه و دوباره بیام پیشتون . منو ببخشید و این دوریه کوتاه مدت باعث نشه منو فراموش کنید؟؟؟؟؟؟؟ من میام ....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم شهریور 1386ساعت 23:38 توسط سهیل |
|
|
عمر گران می گذرد خواهی نخواهی ...............
آری عمر می گذرد ثانیه ثانیه آدمو به لحظه مرگ نزدیکتر می کنه ... . ما آدما همه یه جوری عمرمونو می گذرونیم . یکی تمام عمرشو صرف علم و یادگیری میکنه یکی صرف جمع آوری مال و ثروت یکی به خوش گذرونی و عیش و نوش یکیم تلاش میکنه که فقط زنده بمونه یه لقمه نون خشک گیر بیاره و زندگیشو تو خیابونا بگذرونه ... . نمیدونم تا حالا فکر کردین نقش شما تو این دنیا چیه ؟؟؟؟ عمرتونو از روزی که چشم به این جهان گشودید تا حالا چه جوری گذروندید؟؟؟ اگه فکر نکردید تا حالا الان به این موضوع فکر کنید . آیا به اون چیز هایی که می خواستید رسیدید؟؟؟ آیا هدفی دارید؟؟؟ آیا تلاش میکنید در راه رسیدن به هدف؟؟؟ بعضی ها هدف داشتن اما راه را کج رفتن . تا حالا فکر کردین چرا بدی اثرش از خوبی تو آدما بیشتره؟؟؟؟ واقعا چرا؟؟؟ چرا ما آدما نمی تونیم عزممونو جزم کنیم و راه درست را بریم تا به هدف برسیم؟؟ در نضر هرکس راه درست یه چیزه هر کسی یه عقیده ای داره اما تا حالا فکر کردین عقیدتون درسته یا نه؟؟؟؟ واسه من این سوالات مطرح شده نمی دونم شاید به نظر بعضی ها این حرفها چرت باشه اما می خوام بدونم چی باعث میشه آدما تو زندگیشون کج روی کنن ؟؟؟ در نظر من هر کسی که خدا رو فراموش کنه همه زندگیش فنا میشه . من نمی دونم زندگیم در چه وضعیتی هست آیا یاد کردن از خدا با نماز خوندنه؟؟؟ بدون اون هم میشه به یاد خدا بود؟؟؟ من واسم تجربه شده وقتی به نماز می ایستی واقعا آدم آرامش میگیره ارادش قوی میشه وقتی خدا را یاد می کنی زندگیت نا خواسته به خوبی پیش میره به زیبایی .... . اما وقتی ترکش میکنی همه چیزتو از دست میدی دیگه خوشیت میشه لذت های الکی این دنیا ... یا اینکه صبح تا شب جون بکنی که پول رو پول بذاری وقتی به خودت میای میبینی پیر شدی و این ثروت میمونه واسه بچه هات . من نمی گم آدم نباید دنبال ثروت باشه ثروت خوبه . خوش گذرونی خوبه اما هر چیزی به جای خودش و به اندازش نه اینکه همه زندگیمون بگذره به پای خوش گذرونی . من یه جوونم همه میدونیم تو این دوران زندگیمون به پای رفیق بازی و خیلی کارا هدر می ره بعضیامون در گیر مسائل غیر اخلاقی میشیم . بعضی ها طرف دود مشروب و روابط جنسی میرن ... . خدا وکیلی لذت بالا تر از این نیست؟؟ یه ذره فکر کنیم میبینیم اونقده زیبایی تو دنیا نه اصلا تو همین ایران خودمون هست که دیدن اون آدمو مست میکنه . اونقده کارها هست . اما نمی ذاریم هر چی سر وقت خودش اتفاق بیوفته . از تجربیات دیگران استفاده نمی کنیم میخواهیم همه چیزو خودمون تجربه کنیم. من از شما دوستان عزیزم که به وبلاگم سر میزنید این سوالو دارم : تاحالا شده فکر کنید عمرتونو چه جوری گذروندید؟؟؟ ۱) خوب ۲) بد ۳) هم خوب هم بد لطفا جواب بدید ممنونم بای |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 0:19 توسط سهیل |
|
|
شب به اون چشمات خواب نرسه به تو می خوام مهتاب نرسه
بریم اونجا اونجا که دیگه به تو دست آفتاب نرسه عاشقت بودن عشق منه اینوقلبم فریاد میزنه گریه مستی داره صدام این صدای عاشق شدنه قصه عشقت باز تو صدامه یه شب مستی باز سر رامه یه نفس بیشتر فاصلمون نیست چه تب و تابی باز تو شبامه تو که آغازی رولب من تو که مهتابی توی شب من اومدی موندی شکل دعا روی هر یا رب یا رب من
دوستان عزیز می خوام وبلاگ یکی از دوستانمو بهتون معرفی کنم . دوست عزیزم پویا لطف کرده از من به عنوان یه دوست خوب یاد کرده . ممنونم ازش .... منم آدرس وبلاگشو میذارم حتما بهش سر بزنید http://www.delvadeldar.blogfa.com/ در ضمن شرمنده من روز مبعث حضرت رسول اکرم(ص) نتونستن آپ کنم و این روز فرخنده را بهتون تبریک بگم ........ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 16:9 توسط سهیل |
|
حس عشق و در تو دیدن مثل رویای تو خواب با تو رفتن با تو موندن مثل قصه ها تورو خوندن تا همیشه تورو خواستن مثل تشنگی آب اگه چشمات منو می خواست تو نگاه تو می مردم اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم اگه اسممو می خوندی دیگه از یاد نمی بردم اگه با من تو می موندی همه دنیا رو می بردم بی تو اما سر سپردن بی تو عشق تو بودن تو غبار جاده موندن بی تو خوب من مهال بی تو حتی زنده بودن بی هدف نفس کشیدن تا ابد تورو ندیدن واسه من رنج و عذاب توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست توی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست توی قلب من عزیزم هیچکس جایی نداره دل عاشقم بجز تو هیچ کسی رو دوست نداره
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 0:50 توسط سهیل |
|
|
سلام دوستان عزیز ......... تولد حضرت علی (ع) بر شما مبارک باد
تولد شیر خدا مولود کعبه همسر دخت مصطفی (ص) یگانه مرد دو عالم صاحب ذوالفقار پدر سیدالشهدا و ساقی کربلا جد منجی دو عالم علی ابن ابیطالب (ع) و روز پدر بر همگان فرخنده و گرامی باد . روز پدر مبارک بیایید بر دستان پدران زحمت گشمان بوسه بزنیم و از زحماتشان تشکر کنیم .
عشق یعنی در کنار هم بودن دل دادن وجودت واسه عشقت باشه . با هر تپش قلب اسمش بر زبانت بیاید . او را زیبا ترین ببینی . بهترین و کاملترین . عشق یعنی جون دادن در راهش .......
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 0:39 توسط سهیل |
|
|
سلام دوستان عزیز . امیدوارم حالتون خوب باشه . تنتون سلامت باشه . تو این دونیا حتما کسانی هستن دل پاکی داشته باشن و خدا صدای دلشونو گوش کنه ..... عزیزان من یه دوست عزیز دارم که پاکه دل پاکی داره ... اما زندگیش با مشکلات فراوانی گره خورده . این عزیز ۱۸ سال بیشتر نداره اول جوونیشه .... وقتی به مشکلاتش فکر میکنم و با خودم مقایسه میکنم میبینم چه صبری داره خودشو خانوادش . دوستان این عزیز به یه بیماری دچاره ... کلیه هاش داره از کار میوفته . دلم واسش خیلی میسوزه . اگه می شد من کلیه خودمو بهش میدادم گروه خونش o+ هست . من از شما میخوام کسانی که میتونن به هر طریقی کمکش کنن به من اطلاع بدن . اونایی که نمیتونن ازشون میخوام واسش دعا کنن ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 23:42 توسط سهیل |
|
|
نیمه شب بود و غمی تازه نفس ره خوابم زد و ماندم بیدار
ریخت از پرتو لرزنده شمع سایه دسته گلی بر دیوار همه گل بود ولی روح نداشت سایه ای مضطرب و لرزان بود چهره ای سردوغم انگیزوسیاه گویا مرده سرگردان بود شمع خاموش شد از تندی باد اثر از سایه به دیوار نماند! کس نپرسید کجا رفت؟که بود؟ که دمی چند در اینجا گذراند؟! این منم خسته در این کلبه تنگ جسم در مانده ام از روح جداست من اگر سایه خویشم یا رب! روح آواره من کیست؟ کجاست؟ ( فریدون مشیری)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 23:40 توسط سهیل |
|
|
تو خاک ساحل
خیس کشیدم نقش یک دل آخرین یادگارم با گریه گفتم آخر مرا بی یار و یاور به دست که میسپاری لحظه خدا حافظی به سینه ام فشردمت اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت دل من راضی نبود به این جدایی نازنین عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آذردمت گفتی به من غصه نخور میرم و بر میگردم همسفر پرستوها میشمو بر میگردم گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی گفتی تا چشم هم بزنی میرمو بر میگردم عزیز رفته سفر کی بر میگردی چشمونم مونده به در کی بر میگردی رفتیو رفت از چشام نور دو دیده ای زحالم بی خبر کی بر میگردی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:32 توسط سهیل |
|
|
منم روی زمین تنهاترین خاک خدا
همه تنم در حسرت یه جای پا جزیره ام جزیره ای که همیشه تو غربتم تنهام نذار ای رهگذر من تشنه محبتم تو ندیدی چه غریبه جزیره یه خاک روی آب اسیره همیشه تو هراس مرگ که روزی زیر آب نمیره منم تنهاترین جزیره روی زمین تو میدونی درد منو غربت نشین جزیره ای پابسته ام شده بن بست دنیای من ای رهگذر ازبی کسی شده مسموم هوای من تو ندیدی چه غریبه جزیره یه خاک روی آب اسیره همیشه تو هراس مرگ که روزی زیر آب نمیره
گله دارم ازتون دوستان عزیز .... منو فراموش کردین؟؟؟؟ دیگه بهم سر نمیزنید؟؟؟ خیلی ناراحتم !!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 0:11 توسط سهیل |
|
|
سلام بر بانوی دو عالم , دخت مصطفی , یار مرتضی , ام الحسین
تولد حضرت زهرا(س) و روز زن بر عموم شیعیان و دلباختگان آن بانو مبارک باد . روزی زیباست روز زن,روز مادر روزی که باید ادای احترام کرد و بوسه بر دستان مادرانی زد که تمام عمر یارویاور مردان هستند مادرانی که بر بالین فرزندان خود بی خوابی کشیده تا از آنان انسان هایی شجاع وموفق بسازند .اما ما فقط در این روز نباید از آنان تشکر کنیم تمام لحظات زندگی باید بوسه بر دستانشان زد . به پای آنان افتاد .اما .... شما رو نمیدونم ولی من قدر مادرم را زیاد ندونستم در هر حالی یاورم بود ولی من اذیتش کردم قدرشو ندونستم . من تلاش میکنم دیگه اینجوری نباشم از شما دوستانم میخوام قدر مادرتونو بدونید . به خدا روزی حسرت میخورید . دختر دایی من ۳ سال پیش مادرشو که ۲۵ سال بیشتر نداشت از دست داد . از ۳ سالگی بی مادر شده الان ۶ سالشه نمی تونم حدس بزنم تو دلش چی میگذره .اما یقینا خیلی سخته پارسال روز مادر کسی را نداشت بهش هدیه بده .داییم که از اون بدتر اما الان داییم زن گرفته . ولی میشه حدس زد تو دل کوچیک اون دختر چی میگذره مادر عزیزم دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 0:40 توسط سهیل |
|
|
آره دیگه دلم طاقت نداره .میخواد پر بکشه بره به جایی که هیچکس نباشه .تنهایی خیلی سخته خیلی... اما از اون بدتر عذابی هست که از گذشته گریبانگیرته و تو تنهایی جسمت روحت همه را از بین میبره .میدونم یه روز نه زیاد دور به زودی میمیرم و اون روز همه میگن حیف بود آدم خوبی بود اما چرا آلان آزارم میدن که زود بمیرم ... شاید واسه زندگی آفریده نشدم . خدایااااااااااااااااااااا ! منو ببر از همه و این همه نامردی خسته ام دیگه طاقت ندارم ... میدونم خدا هم با من قهر کرده میخواد عذابم بده ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 23:41 توسط سهیل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کاش می شد اشک را تهدید کرد حرمت لبخند را تهدید کرد
کاش می شد در غروب لحظه ها لحظه دیدار را تجدید کرد |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|